حاج ملا هادي السبزواري

218

شرح مثنوى

مجاز است و عاريت است . و ما الروح و الجثمان الَّا وديعة و لا بّد يوماً أن يردّ الودائع ان فضل الله : بدرستى كه فضل خدا ابرى است پايين دهنده باران رحمت را . ( ( 3927 ) ) ز انكه مرگم همچو من شيرين شدست * مرگ من در بعث چنگ اندر زده است ن 193 16 - ك 76 2 مرگ من در بعث چنگ اندر زده است : اگر گويى كه مرگ همه چنگ در بعث زده ، گوييم نه چنين است . چه بعد از اين عالم حيات دنيوى دو عالم ديگر است و هر دو در طول اين عالم است : يكى عالم برزخ و ديگر عالم آخرت . و عالم آخرت هم دو است : يكى صورى و يكى روحانى . اما روحانى ، چون عالم مجردات و وصال آنها و اتصال بىكمّ و كيف به حق تعالى ، و به عبارت ديگر فناء فى الله و بقاء با لله . و آخرتِ صورى ، نيل به صور بهيّه ملذّه يا صور رديّه مولمه بر وفق اعمال و ملكات و تفضلات . و همچنين برزخ ، نيل صور برازخ اعمال است بعد از صور دنيويه و قبل از صور اخرويه . و فرق ميانهء صور اخرويه و برزخيه به تماميت و نقصان و شدت و ضعف است چه در لطف و چه در قهر ، زيرا كه در برزخ قريب العهد به دنياست و نفس متوجه به قفاست - فى الجمله - و ادراك او به وجه تماميت نيست ، لهذا برزخ منام است و دنيا منام فى منام است و آخرت ، بعث است ، كه گويند * ( مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا 36 : 52 ( 1 ) و بعث بيدار كردن از خواب است به حسب لغت . و كاملين را تعطَّل در برزخيات نيست ، و بعث ايشان ، چنگ زدن به ذيل جلال حق است ، و همتشان اجلّ است از تعلق به عوالم صورت ، بلكه صورت بخشاند به اذن الله و اهل معنى بودن و معنى شدن ، به خلاف اهل صورت كه تعطل در برزخيات دارند و چنگ در بعث صورى و مجازات صوريه . ( ( 3929 ) ) ظاهرش مرگ و به باطن زندگى * ظاهرش ابتر نهان پايندگى ن 193 18 - ك 76 4 ابتر : ناقص . ( ( 3930 ) ) در رحم زادن جنين را رفتن است * در جهان او را ز نو بشكفتن است ن 193 19 - ك 76 4 در جهان : متعلق به « رفتن » است . و « ز نو بشكفتن » استيناف است . و اين بيت اشارت است به آن كه برزخ و آخرت صورى و حقيقى ، همه در طول اين عالم است ، يعنى در باطن اين عالم است و نسبت آن به اين ، نسبت جوجه است به بيضه ، و جنينِ حىِّ كامل است به رحم ، و در عرض اين عالم نيست و كارى به زمان و مكان و جهت و مادهء اين عالم ندارد و بىنياز است از اين عالم و لواحقش . چه ، خود عالم تام است و تام جميع ما يحتاج او در خود اوست و از سنخ اوست ، پس

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 52 .